معين الدين نطنزى

304

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

ذكر نامزد شدن اميرزاده عمر شيخ به دارائى دار الملك اندكان و فتنهء قمر الدّين در آن ناحيه چون فتح كلّى از ممرّ اهتمام شاهزادهء عالميان ميسّر شد به اسم جلدو دوازده تومن ازجند به اقطاع حضرتش مقرّر گرديد و به موجب حكم جهان مطاع به جهت آن صوب متوجّه گرديد . در بهار آن سال قمر الدّين با مجموع لشكرهاى مغول ناخبر تاخت بر تاخت روى به ازجند نهاد . اميرزاده عمر شيخ نيز مستعجلانه با آن قدر سپاه كه همراه داشت در كنار قرساب با او مقابله كرد . در حين آنكه صفوف تعبيه شود هزار قداق كه سان ايشان سه هزار سوار بود به يك دفعه متخلّف شده با ياغى ملحق گشتند . اميرزاده عمر شيخ به ضرورت از آن مقاتله منحرف گرديده به قلاع جبال متحصّن شد و كيفيّت را به حضرت سمرقند بازنوشت . سلطان غازى به تعجيل تمام توجّه نمود . قمر الدّين بعد از آنكه سه روز اقامت كرده بود بازگرديد . هنوز از موضع آت‌باشى و ارپايازى ناگذشته سلطان غازى متعاقب برسيد . بهادران لشكر به قصد اولجه و تراش متفرّق شدند و در سايهء چتر همايون بيش از سيصد كس نماند . قضا را قمر الدّين با چهار هزار كس به كمينگاه برسيد . سلطان غازى با آن قدر مرد كه داشت حمله نمود و او را تارومار كرد ، و همچنان تا سنلكه يا غاج « 1 » بر اثر او مىرفت . عادل شاه و سارىبوغا در آن ناحيه با او ملحق شدند و ديگربار مقابله كردند . در حملهء اوّل خايب و خاسر راه هزيمت پيش [ گرفتند ] . قمر الدّين به هزار سعى و كوشش خود را به كنارى بيرون انداخت و بى خان‌ومان سر در بيابان نهاد . اوج قرابهادر [ با ] قشون خود در قفاى او روان شد و عنان‌ريز مىرفتند ، تا حدّى كه مجموع حواشى و توابع هردو جانب متفرّق شدند . و قمر الدّين با هشت كس همچنان مىراند و مىگريخت . اوج قرابهادر چون گرگ گرسنه تنها سر در پى او نهاد ، تا حدّى كه زخم بر او و بر اسپ او واقع شد . قمر الدّين عنان بازكشيد و به يك تير اسپ او را سقط كرد . اوج قرابهادر از كوههء زين بر كيمخت زمين فروجست و

--> ( 1 ) . ظفرنامه و روضة الصفا : يلغوزآغاج و يلغزيغاج .